سيد جلال الدين آشتيانى
468
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
طلب بين طرفين ، عالم ارواح و مجردات ظهور پيدا نمود . عالم ارواح كه متولد از نكاح ثانى است ، از حق بواسطهء هيئت اجتماعيهء متحصل از اجتماع عدهيى از معانى و جملهيى از احكام وجود و امكان ظاهر شده است . عالم ارواح صورتهاى هيئات اجتماعيه متحصل از اجتماع اسماء و حقايق كه جهات مؤثرهاند و از آنها به احكام وجوب تعبير شده است مىباشند . جهات مؤثره ملازم است با جهات متأثرهء متعقل در قوابل و اعيان ثابته ، كه از آن تعبير به احكام امكان مىنمايند . پس هر اثرى نتيجهء هيئت اجتماعى معنوى واقع بين مفاتيح غيب و حقايق متأخر از مفاتيح غيب از احكام وجوبى است و هر وجودى متعين است به عين عينى از ممكنات و اين خود نتيجهيى معنوى است . اولين اجتماع حيثيات وجوبيه را نكاح غيبى ناميدهاند . مفاتيح غيبى را توجه ارادى سمت ذكورت و هيئات اجتماعى منفعله كه احكام و قوابل باشند ، حائز درجهء انوثت است . مرتبهيى كه در آن تأثير و تأثر و فعل و انفعال واقع مىشود ، محل « 1 » تناكح است ؛ و تعين وجودى ناشى از تأثير و تأثر را مولود گويند . نكاح سوم : نكاح طبيعى ملكوتى است ، يعنى اجتماع واقع از براى توجهات ارواح در مرتبهء طبيعت . شيخ كبير « قونوى » در شرح حديث بعد از بيان نكاح دوم گفته است : نكاح سوم اجتماع متعقل از توجهات ارواح عاليه است بموجب آثار متصلهء از اصول سابق . اين نكاح و اجتماع واقع و متعقل از توجهات ارواح بر دو قسم است . يكى توجهات ارواح عاليه و عقول طوليه و عرضيه بذوات خود كه منصبغ است بآثار سوابق ناشى از ظهور اسماء ، به اين معنى كه رنگ و لون احكام سابق بر
--> ( 1 ) . نكاح در حقيقت همان اجتماع است ، و ناكح سرّ جمعى احدى و توجه الهى و منكوح هيئت اجتماعيه و مرتبهيى كه در آن نكاح واقع مىشود محل و مولود همان ثمره و نتيجهء نكاح است ، اگر چه در ظاهر منسوب بمعانى يا ارواح يا اجسام است و ليكن در حقيقت مستند بمفاتيح و اسماء حق و بالجمله مرتبط به حق است .